هیچ میدانید خوشحالی وخوشبختی واقعی از درون خودتان است .وهیچکس قادر نیست مثل خودتان موجب آرامش درونیتان شود .
درابتدای خلقت خداوند انسانها و جهان را آفرید .همگان به یگانگی ووحدت وجود خود با پروردگار خود وعشقی که دردرون خودشان بود واقف بودند وآنرا می شناختند .خداوند همه را دوست داشت ودلیلی نداشت که بزرگترین هدیه عالم را به مخلوقات خود عطا نکند . خداوند درحین اینکه نظاره گر نمایش زیبای خلقت وهستی بود متوجه شد هر بار که انسانی با چالش یا سختی روبرو می شد یا زندگی با او نرمی نشان نمی داد به خود می گفت (افتضاح است چرا باید این همه بد بختی بکشم ؟بهتر است از این کالبد انسانی جدا شوم و به خدا بپیو ندم ) وهمین اتفاق هم می افتاد وانسانها یکی یکی خویشتن واقعی خود را به یاد می آوردند ودیگر مایل نبودند در بازی زندگی شرکت کنند.
ولی خداوند هدفی دیگری از آفرینش انسانها داشت که بیاموزند رشد کنند نه اینکه تا با سختی مواجه می شوند جا بزنند وراحت طلب باشند به همین سبب به فرشتگان گفت بایدراز خوشبختی وخوشحالی را از بشر پنهان کنیم اگر انسانها از این راز آگاه بشوند دیگر علاقه ای به زندگی کردن نشان نخواهند داد
فرشته ای پاسخ داد (بهتر است آنرا بر رو.ی یکی از بلندترین کوههای زمین پنهان کنیم) خداوند گفت(نه جای مناسبی نیست انسانها باهوشند حتما راهی پیدا میکنند واز کوه بالا خواهند رفت وآنرا پیدا خواهند کرد.
یکی از فرشتگان گفت (چطوراست آنرا در زیر دریا پنهان کنیم انسانها هیچوقت به آنجا نمیروند ) خداوند گفت (نه به آنجا هم میروند انسانها زیر دریایی اختراع میکنند وبه اعماق اقیانوس ها هم میروند)
فرشته ای دیگر گفت فهمیدم آنرا در فضا پنهان میکنیم ) خداوند فرمود (انسانها سفینه میسازند وبه آنجا هم میرسند ) ناگهان فرشته ای مونث وجوان با صدایی نرم وملایم پاسخ داد (بهتر است این راز را در قلب خود انسانها مخفی کنید آنان هرگز گمان نمیکنند آن راز در قلبشان مخفی شده باشد وهرگز در آنجا به دنبال آن نخواهند گشت.)
خداوند لبخندی زد وفرمود که چنین شود….
داستانی از هند باستان
ما انسانها هروقت راجع به خوشحالی وخوشبختی فکر می کنیم در نهایت فکرمان مشغول آینده ومحیط پیرامونمان می شود مثلا اگر فلان ماشین را بخرم یا همسر ایده الم را پیدا کنم یا اگر درمحیط کار قدرم را بیشتر می دانستند و…ولی اگر کمی بیشتر فکر کنید می بینید خیلی از اوقات با رسیدن به بعضی از این آرزو ها هم احساس خوشحالی وخوشبختی نمی کنیم من نمی دانم که شما به چه اندازه با درون خود ارتباط برقرار می کنید ولی از اعماق قلبم می خواهم بگویم زندگی آن چیزی است از درون بر شما حادث می شود اگر خوشحال هستید به سبب اتفاقاتی است که دردرون شما می افتد واگر غمگین هستید باز هم به سبب اتفاقاتی است که در درون خودتان می افتد پس هیچگاه اجازه ندهید عوامل بیرونی یا انسانهای دیگر خوشحالی وخوشبختی شما را تحت تا ثیر قرار داده ولحظه حال را که تنها قسمت با ارزش زندگی تان است بربایند.پاینده