اگر پرنده نبود درخت که را در آغوش می کشید
ماهی اگر نبود رودخانه که را در آغوش می کشید
واگر پروانه نبود چه کسی گلبرگها را در آغوش می فشرد
برای نشان دادن عشق دو تن را باید جست
وبرای تقدس عشق آغوش دو تن باید بود
بایگانیِ دستهی ‘ادبی’
شعر
ارسالشده در ادبی در نوامبر 10, 2008 | بیان دیدگاه »
در درون سیاهی های گل لاله
ارسالشده در ادبی در نوامبر 2, 2008 | بیان دیدگاه »
(لاله) اگر می خواهی مثل یک عقاب اوج بگیری شاید لازم باشد چندین بار دورسر خودت بچرخی
(یک ابر ) اگر از غروب آفتاب اشک بریزی آنگاه اشکهایت نمی گذارد لبخند زیبای ستارگان را تماشا کنی
وقتی غمها ترا احاطه می کند وآسمان قلبت سیاه میشودوخورشید چشمهایت
داستانی از هند باستان
ارسالشده در ادبی در نوامبر 2, 2008 | بیان دیدگاه »
هیچ میدانید خوشحالی وخوشبختی واقعی از درون خودتان است .وهیچکس قادر نیست مثل خودتان موجب آرامش درونیتان شود .
درابتدای خلقت خداوند انسانها و جهان را آفرید .همگان به یگانگی ووحدت وجود خود با پروردگار خود وعشقی که دردرون خودشان بود واقف بودند وآنرا می شناختند .خداوند همه را دوست داشت ودلیلی نداشت که بزرگترین هدیه [...]