در شهری دور افتاده خانواده فقیری زندگی می کردند.پدر خانواده ازاینکه دخترش مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود ناراحت بودچون همان مقدار پول هم به سختی به دست می آمددخترک با کاغذ کادویک جعبه را بسته بندی کرده وآن را زیر درخت کریسمس گذاشت.صبح روز بعد دخترک جعبه را پیش [...]
بایگانیِ دستهی ‘داستان’
جعبه خالی
ارسالشده در داستان در نوامبر 5, 2008 | بیان دیدگاه »