خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘داستان’ Category

جعبه خالی

در شهری دور افتاده خانواده فقیری زندگی می کردند.پدر خانواده ازاینکه دخترش مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود ناراحت بودچون همان مقدار پول هم به سختی به دست می آمددخترک با کاغذ کادویک جعبه را بسته بندی کرده وآن را زیر درخت کریسمس گذاشت.صبح روز بعد دخترک جعبه را پیش [...]

Read Full Post »